اولین باری که عکسم بهعنوان کوهنورد، توی کتاب کودکان چاپ شد، خیلی ذوق زده شدم.
وقتی خودم کتاب نوشتم صفحه تقدیماش رو نمیتونستم بخونم ، هرباربغض میگرفتم.
حالا طرف خاطرات خودش رو نوشته حداقل دوجاش (صفحهی ۲ و ۳۱ ) به من هم اشاره کرده. چند بار شروع به خوندن کردم اما هنوز نتونستم تمومش کنم. برای چند نفر از همسنّ و سالهای خودم هم فرستادم. اونها هم با خوندنش مشکل دارند. با اینکه همه توی جنگ بودیم . اما یه جورائی سعی می کنیم فراموشش کنیم. وقتی مثل اینجا دوباره با واقعیاتش روبرو میشیم. تحمل کردنش سخت میشه.
http://s8.picofile.com/file/8291314268/SarbaziKe.pdf.html
+ نوشته شده در چهارشنبه شا
برچسب: سربازی,جنگ,نفهمید,
نویسنده: حدیث رضایی
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 11:19